من دلم میخواد بمونم واسه ی خاطر نازت. آره دنبال بهونم واسه موندن.

ولی نه من نمیتونم!

من پر از دلیل برای پر گرفتن از سکوت این قفس!

پرم از بهونه واسه پریدن حتی شده بی هم نفس!

من میرم منو ببخش سهم تو از موندن من چیزی جز بغض نمیشه

مهربونیهات واسم دلیل موندن نمیشه....

تکرارش نکن برام حرف هایی رو که میزنی هر روز و هر شب تو گوشم...

میدونم دوستم داری فدای احساس تو شم!

ولی من باید برم...

نه که بی رحم باشم،نه که از سنگ باشم...

به خدا طاقت موندن ندارم.

دیگه من طاقت سوختن ندارم...


چشم من نمیدونم که چرا گره نمیخوره تو چشم نازت؟

من پراز کینه و نفرت ،من کجا ؟توو قلب غم نوازت...؟

دستامو قفل میکنم تو دست تو ولی انگار کلید این حس بد داره بازش میکنه

هی میخوام از تو بخونم! فکر رفتن داره شعرامو نوازش میکنه!

میدونم که دلت شنیدن صدامو هر لحظه خواهش میکنه!

نمیدونم داری باور میکنی رفتنمو یا که بازم داری روحرفات پافشاری میکنی؟

داری دوباره خاطره هامو توی ذهنت خوب تصور میکنی؟

کاشکی فهمیدن احساس پریشونی من واسه قلب مهربونت سخت نباشه نازنین!

من دارم میرم گلم.فقط همین!

میدونم که توی قلب مهربونت هنوزم واسه بخشیدن من یه جایی هست...


بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com